السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1259

تعليقات نقض ( فارسى )

از جامع التواريخ ص 80 ) » . « چهارم صفر آقسنقور فيروزكوهى كه والى رى [ بود ] با لشكر عراق به پاى دژ ارژنگ آمدند رفيقان شبيخون بردند و گروهى بكشتند و بعضى خائب و خاسر بازگشتند [ كيا محمّد بن بزرگ اميد ] با منصوريّه مراجعت نمود ، پنجم صفر دژ را دربر نهادند و خواجه محمود بن مسعود و شجاع درهى را به كوتوالى فرو داشتند ، و سلطان مسعود و سلطان محمّد شاه بن محمود به آذربايجان مصاف دادند و بعد از جنگ صلح كردند و بر دفع اسماعيليان متّفق شدند و قصد قلعهء ارژنگ كردند » . « و شانزدهم ربيع الآخر به پاى ارژنگ فرود آمدند و مجانيق نصب كردند و تا يك ماه جنگ قايم بود مقدّم سپاه امير خمار تاش به الموت پيغام داد كه اين قلعه باز گذاريد تا ما از پاى آن برخيزيم تمكين نيافتند و چون دانستند كه باد مىپيمايند به فخر بازگشتند . ( مأخوذ از فصلى از جامع التواريخ صفحات 80 - 81 ) » . « روز هشتم ذى الحجّهء سنهء 548 از ارژنگ جماعتى رفيقان به كوهپايهء رى شدند و سه هزار گوسفند از آن تركمانان بياوردند . ( از فصلى از جامع التواريخ ص 83 ) » . تعليقهء 201 ( ص 548 ؛ س 8 ) غرابيه براى ملاحظهء اين تعليقه رجوع شود بتعليقهء 142 ( ص 1082 ) . تعليقهء 202 ( ص 549 ، س 1 ) « أنا من أحمد كالضوء من الضوء ، و الذراع من العضد » اين كلام بعينه مأخوذ از نامه‌ايست كه امير المؤمنين - عليه السلام - بوالى بصره عثمان بن حنيف انصاري نوشته است كه سيّد رضى ( رض ) در باب « المختار من كتب أمير المؤمنين و رسائله » ( ص 76 - 110 ، ج 4 شرح نهج طبع مصر بسال 1329 ه ) نقل نموده و ابن أبى الحديد در شرح همين عبارت ( ص 107 ) گفته :